ارگان مطبوعاتی نزدیک به سپاه: اصلاح طلبان می گویند حکومت «روسوفیل» است/ می گویند اوکراین دارد با ایران تاخت زده میشود
ارگان مطبوعاتی نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نوشت: لاوروف، وزیر خارجه روسیه برای چه به تهران آمد؟ پاسخ این پرسش را از نشست خبری یا خبرهای پیرامون این حضور نمیتوان فهمید! پاسخهای دیپلماتیک معمولاً آنقدر سربسته و کلی است که جز اینکه بدانیم درباره «مسائل مورد علاقه دوطرف» حرف زده شده است، چیز دیگری دستمان را نمیگیرد.

به گزارش سایت دیدهبان ایران؛ روزنامه جوان نوشت: با این حال، اصلاحطلبان در رسانههای خود و فضای مجازی چند روزی بود این بحث را به راه انداخته بودند که امریکا میخواهد در مذاکرات با روسیه اوکراین را با ایران تاخت بزند! یعنی در مسئله اوکراین به روسها امتیاز بدهد و روسها هم در عوض در مسئله ایران (هستهای، تحریمها، منطقه) به امریکا امتیاز بدهند.
واضح است که اگر به اینها گفته شود از کدام روش سیاستورزی ایران در سیاست خارجی نتیجه گرفتهاید که ایران چنین آسان و بیدغدغه قابلمعامله است، جز آنکه از عبارت مندرآوردی «روسوفیل» بودن حکومت ایران سخن بگویند و آن را نشانهای از نزدیکی ایران به روسیه و لابد قابلمعاملهبودن آن بدانند، حرف و تجربه دیگری ندارند. برای اجرای چنین ادعایی یعنی معاملهکردن ایران با اوکراین اصولاً نیازی به حضور لاوروف در ایران نبود، مگر برای معامله اوکراین، زلنسکی را به مذاکرات خودشان راه دادند؟! پس آنکس که معاملهشدنی است، وضعش نشان میدهد و اگر کسی مسئله خودتحقیری یا روسهراسی دارد، چرا باید آن را با اتهام «روسدوستی» زدن به دیگران مخفی کند؟
اتفاقاً دولت چهاردهم همسوی کسانی است که در چنته فقط یک روسوفیل دارند و بس. حضور وزیر خارجه روسیه یک فرصت خوب بود تا با او صریح و بیپرده هم مواضع ایران درباره سوریه، هم درباره لبنان و غزه و هم درباره مسئله اوکراین و پیامدهای توافق احتمالی روسیه با امریکا بدون درنظرگرفتن منافع ایران مطرح میشد و امید است که چنین کرده باشند. هرچند مسئله اوکراین مانند سوریه و عراق و افغانستان نیست که «خارج نزدیک» ایران محسوب شود و مسائل آن مستقیماً به منافع ملی ایران گره بخورد.
تجربه و شناخت از ایران به ابرقدرتهای جهان نشان داده است که ایران را نمیتوان با همان تعابیر «منافع ملی» که در روابطبینالملل استفاده میشود، خرید یا فروخت یا قانع کرد یا به حرکت درآورد. در ایران کسانی مثال میزنند که امارات یا قطر یا عربستان که خود را وقف دفاع از مظلومیت مردم مسلمان غزه نکردند، رشد اقتصادیشان خوب شد یا آسیب ندیدند ولی ایران و یمن و حزبالله و باقی اعضای مقاومت ضربه خوردند و این با حفظ منافع ملی در تضاد است. اگر چنین باوری دارند، دیگر نمیتوانند مدعی قابلفروشبودن ایران شوند. ایران با چنین راهبردی چگونه و به چه کسی باج میدهد که روسیه دومی آن باشد؟
میتوان حدس زد که ایران و عراقچی نه حرف درخوری درباره مذاکرات هستهای با لاوروف زدهاند و نه شنیدهاند. وضع برجام و این مذاکرات آنقدر وخیم و دور از هرگونه بحث و توافق است که احتمالاً جز برخی تعارفات و تبادلات دیپلماتیک حرف دیگر به میان نیامده است. هرچند بعید نیست که وزارت خارجه ایران از لاوروف خواسته باشد به امریکاییها که شاید به «واسطه روسی» هم امید بسته باشند، بگوید که اگر میخواهید باب مذاکره از یک گوشهای باز شود، باید فشار حداکثری را بردارید یا در عمل بیخیال آن شوید. این چیزی است که هم از حرفهای ظاهری و پشت تریبون آقای عراقچی در نشست خبری قابلفهم است و هم از رویکرد کلی دولت. پاسخ امریکاییها نیز به روسها احتمالاً این است که ما دقیقاً میدانیم آن چیزی را که ایران از ما میخواهد، نباید به او بدهیم!
وقتی جنگ روسیه و اوکراین آغاز شد، رهبری ایران آن را یک پیچ مهم تاریخی که گواهی بر تضعیف دشمنان ملت ایران در اروپا و غرب است، دانستند. کمتر از یک ماه از جنگ نگذشته بود که زمزمههای آتشبس بلند شد. بلافاصله برخی نوشتند و گفتند که پس کو آن پیچ تاریخی! معلوم بود که عجله کردند. بعدها وقتی پهپادهای اوکراینی به مسکو رسید، باز عدهای به نظریه تضعیف غرب و دشمنان ایران طعنه زدند، با این توهم که اروپا و اوکراین دارند روسیه را میخورند! حالا همانها با همان تحلیلهای غلط گذشته، دوباره تیتر یک رسانههای اصلاحطلب شدهاند که اوکراین دارد با ایران تاخت زده میشود. با آنکه درگیری و گرفتاری اروپا و امریکا بر سر اوکراین تا حدی هست که نتوانند بر سر آن بهراحتی کنار بیایند و پای دیگران را وسط بکشند.